هنر برای من یعنی عشق، آزادی، خدا، شعر، موسیقی و نقاشی...
مردها برای من عین هنر نیستند...اونها مثل جزئیات و ریزه کاریهای یک نقاشی می مونند که هیچ وقت دیده نمی شند اما می شه بهشون فکر کرد.نمی شه ندید بگیرمشون!
اما اگه همونایی که دیده نمی شند نباشند مجموعه ی تابلوی من زیبایی ندارد.موسیقی من نقص دارد و گوشم را می آزارد.


(شرمنده ام)
و اما آخر مردیتون اینه:......
مردها، در چهارچوب عشق و محبت، به وسعت غیرقابل تصوری نامردند.برای اثبات کمال نامردی مردان همین بس که تنها،در مقابل قلب عاشق و فریب خورده ی یک زن احساس می کنند که مردند.
(کارو)
پنج شنبه ۲/۹/۸۵

|
+| نوشته شده توسط
مهراوه در دوشنبه بیست و نهم آبان 1385
|