تبليغاتX
سکوت کبود
--
 
این ما هستیم که باعث می شیم دیگران به ما احتیاج داشته باشند.

آدمی به چیزی محتاج نیست تا وقتی چیزی و کسی سبب نشود!

|+| نوشته شده توسط مهراوه در یکشنبه بیستم خرداد 1386
 آلزایمر نگرفتی جانم
سعی نکن چیزی رو به یاد بیاری.  وقتی کاری انجام ندادی چیزی برای به یاد آوردنش هم نداری خانوم!

|+| نوشته شده توسط مهراوه در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386
 

اردیبهشت کی گذشت که خرداد اومد؟ امروز چندمه؟ من چقدر سرم درد می کنه!

 

 

من دلم می خواد به عقب بر گردم خوب، چی میشه؟

|+| نوشته شده توسط مهراوه در شنبه دوازدهم خرداد 1386  |
 مثال استاد

تو کلاس ایستایی استاد یه قراردادی( از یه مبحث مربوط به تحلیل تیر ) روی تخته  چنین نوشت:

مجهولات < معلومات = ناپایدار                           مجهولات > معلومات = پایدار

و برای اینکه این قرارداد تو ذهن ما خوب بمونه یه مثالی زد:

بچه ها! این نمونه مثل آدمها می مونه. هر چه معلومات بیشتری داشته باشن سست و ناپایدارترند... شنیدید می گن خوش به حال دیوونه که همیشه خندونه! چون مجبور نیست عذاب معلومات نداشته اش رو بکشه و نسبت به دانسته هاش دچار دوگانگی بشه...این هم در مورد تحلیل تیرهای خونه صادقه...و من هم در تایید حرف استاد گفتم: بله استاد! مثل سینوهه که می گفت دانایی مثل تیزاب قلب آدم رو می خوره. استاد: بچه ها همیشه این یادتون بمونه.(البته الان دیگه قرارداد رو تخته رو می گفت)

به نظرم این مورد فقط در مورد آدمها صادقه.نه در مورد علم و .....

دقت کردید وقتی نسبت به آدمی کمتر می دونید اوضاع خیلی بهتره. هر جور که بخوای می بینیش و شکلش می دی؟ اما وقتی خودشو بیشتر نشونت می ده یا تو کنجکاویه بیجا نسبت به اون آدم می کنی دیگه اون چیزی نیست که تو راجع بهش فکر می کردی و می دیدیش؟!

به غول غارنشین مهم نیست که منو چه جوری می بینی مهم اینه که من چطور خودم و به شما نشون دادم.

|+| نوشته شده توسط مهراوه در شنبه پنجم خرداد 1386  |
 
 
بالا